عبد الرحمن جامى

84

أشعة اللمعات ( فارسى )

« روز » يعنى پرتو وجود ، « و شب » يعنى اعيان ثابته به اعتبار ظلمت عدميّت ايشان ، « با هم آشتى كردند ، كار عالم » به اعتبار وجود عينى ، « از آن گرفت نظام ؛ صبح ظهور » در مرتبهء وجود عينى ، « نفس زد ، نسيم عنايت » كه متعلق به وجود اعيان ثابته بود در مرتبهء عين ، « بوزيد ؛ درياى جود » افاضهء وجود بر اعيان ثابته ، « در جنبش آمد ، سحاب فيض » يعنى فيض مقدس ، « چندان باران » وجود مفاض كه اشارت به آن است حديث نبوى : « " ثمّ رشّ عليهم من نوره " « 1 » بر زمين استعداد » يعنى استعداد اعيان ثابته مر وجود عينى را ، « باريد كه وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ » يعنى ارض استعدادات الاعيان الثابتة ، « بِنُورِ رَبِّها » » « 2 » أى بتجلّيه الوجودى ؛ « عاشق » يعنى اعيان ثابته ، « سيراب آب حيات » كه وجود مفاض است ، « شد ؛ از خواب عدم » در عين ، « برخاست ؛ قباى وجود » يعنى هستى يافت ؛ زيرا كه « يافت » هست اگرچه علم به « يافت » ندارد ، « در پوشيده كلاه شهود » يعنى حضور مع الحقّ سبحانه « بر سر نهاد » ليكن به آن شهود حاضر نبود ، لاجرم چون به وجود و شهود خود مر موجود و مشهود را حاضر نبود به حكم انجذابى كه فرع را به اصل مىباشد ، « كمر شوق در ميان بست ؛ قدم در راه طلب نهاد ؛ از علم به عين آمد و از گوش به آغوش ؛ » اين مصراع ، اجمال تفصيلى است ازآنجاكه گفت : « عاشق سيراب آب حيات شد » ، تا اينجا كه مذكور گشت ؛ و حينئذ معنى وى آن مىشود كه ، از مرتبهء ثبوت به مرتبهء

--> ( 1 ) . اشاره است به قول رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، كه چنين وارد شده است : « إنّ اللّه خلق الخلق فى ظلمة ، ثمّ رشّ عليهم من نوره ، فمن أصابه من ذلك النور اهتدى ، و من أخطأ ضلّ و غوى » ؛ شرح فصوص الحكم ، ص 888 و مصباح الانس ، ص 416 . " خلق الخلق في الظلمة ، ثمّ رشّ عليهم من نوره " . حقّ به حسب باطن و غيب وجود ، در مقام واحديّت ، اشياء را به وجود علمى ، تقدير نمود و به اسم نور يا اسم ظاهر آن‌ها را وجود داد ؛ « و للماهيّات أطوار علميّة غيبيّة » ، و برزات في العقول الطّوليّة ، و العوالم البرزخيّة بوجودات تبعيّة ، و جهات و حيثيات فاعليّة » . اشياء موجود در عالم شهادت به تنزّلات وجوديّه و تجلّيات الهيّه بعد از طىّ منازل عقليّه و مثاليّه و مقدّم بر اين دو در مراتب الهيّه ، به عالم شهادت نازل و به وجود خاص خود موجود مىشوند . آخرين تنزّل وجود ، به صورت مادّه و قوّهء صرفه است ؛ و از باب توالى تجلّيات غيبى نازل از حق ، به حركت انعطافى به سوى موطن خود رجوع مىنمايند ، اتّصال قوس صعود به نزول ، به وجود انسان كامل ، ختمى محمدى صلّى اللّه عليه و آله و وارثان احوال و علوم و مقامات او تحقّق پذيرد كه « بكم بدأ الله و بكم يختم » . ( 2 ) . وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ؛ زمر ( 39 ) آيهء 69 .